تبليغاتX
ناگهان چقدر زود دير مي شود !

خواستم روز معلم را به دوستان فرهنگیم تبریک بگویم دیدم

تکرار شیرین مکررات است.پس به نظرم رسید که از رایحه

خوش کلاس بنویسم.از خاطراتی که در ذهنم جا گرفت و

چه زود پایان یافت .دوستان شاغل من معلمی عشق است

و بودن با جوانان به آدمی سر زندگی و نشاط می دهد.

معلمی دفترچه خاطراتیست که هر ورق آن سر شار از

کاستیها و تبعیضها و نا مرادیها و خود خوریها و گاها عصبانیت

است ولی تمام اینها در برابر خاطرات خوشی که از انتقال

معلومات و تجربه مان به دست می آوریم هیچ است.

باور کنید به جرئت می توانم بگویم که نگاهها دلتنگیها و عشقی

که از دانش آموزانم گرفتم هرگز از ذهنم پاک نخواهد شد.

احساس شعفی که پس از نتیجه مثبتم از ارزیابی بچه هایم به

دست می آوردم دیگر تکرار نخواهد شد.

اشک شوقی که از احساس رضایت دانش آموزانم دیدگانم را

نمناک می کردبرایم به صورت خاطره ای خوش در آمده است!

جوانی بود و شور و هیجان و آن سر زندگی و پویایی و عشق به

تدریس و همه آنها به سرعت برق و باد گذشت و تمام شد و

اکنون فقط حلاوت خاطره هایشان به جا مانده است.

خدا قوت همکاران کم توقع و قانع ولی عاشق.قدر این معشوق

را بدانید که با چشم بر هم زدنی روزهای معاشقه به پایان می رسد

چون دیگر نه شور جوانیست و نه چالاکی زمان شباب!

معلمی ترازویست که باید در یک کفه آن عشق باشد و عشق و

در کفه دیگر آن تلاش و ایثار .پس به دنبال ثروت اندوزی از این راه

نباشید چون امکان ندارد.کاسبکارانه به این حرفه مقدس نگاه نکنید.

و... روزتان مبارک ای عاشقان!!

پ.ن:از دوستانی هم که لطف کرده و کامنت تبریک گذاشته اندبینهایت

 سپاسگزارم!

نوشته شده در  شنبه 12 اردیبهشت1388  توسط فرهمند پور   | 


Blog Skin
داغ کن - کلوب دات کام Google PageRank Checker <